یا خدا اون که جینه اگه منو به این ریخت ببینه میکشتم بدو ب
یا خدا اون که جینه اگه منو به این ریخت ببینه میکشتم بدو بدو رفتم تا سطل ابو از لبه استخر بردارم تا ندونه من اینجام که پام لیز خوده یه جیغ بلند زدمو افتادم تو استخر شنا بلد نبودم توی استخر بودم سعی میکردم نفس بگیرم اما نمیتونستم دیگه داشتم میرفتم عمق استخر نمیتونستم نفس بکشم که یکی پرید تو استخر اون جینه..؟نه عمرا حتما مکسه! داشتم خفه میشدم که کشیدتم بالا با دیدن قیافش وحشت کردم
ا.ت: ر.رئیس
جین:چه عجب!
بردتم لبه استخر وضعیتم مزخرف بود بدون هیچ تشکر و هیچ حرفی بدو بدو رفتم داخل قصر داشتم میرفتم داخل اتاقم
خانم لی: ا.ت!چرا خیسی
صورتمو به طرفش کردم
ا.ت: خاله بد بهت شدم افتادم تو استخر جین منو از تو استخر در اورد د.دارم یخ میزنم
خانم لی:جین...؟
ا.ت:طو.طولانیه من ب.باید برم اتاقم
خانم لی: باشه باشه برو بعد بیا تا میزو بچینیم
سری تکون دادم بدو رفتم تو اتاقم خودمو با حوله خشک کردم یه لباس راحت پوشیدم موهام خیس بود بدون اهمیت رفتم تو اشپزخونه تا کمک کنم میز شامو بچینن
خانم لی:چرا موهاتو خشک نکردی؟ سرما میخوری؟
ا.ت: فکر نکنم . بیخیال
سالادا رو بردم رو میز که جین از اتاقش اومد بیرون داشت از پله ها داشت میومد پایین
ا.ت: ر.رئیس
جین:چه عجب!
بردتم لبه استخر وضعیتم مزخرف بود بدون هیچ تشکر و هیچ حرفی بدو بدو رفتم داخل قصر داشتم میرفتم داخل اتاقم
خانم لی: ا.ت!چرا خیسی
صورتمو به طرفش کردم
ا.ت: خاله بد بهت شدم افتادم تو استخر جین منو از تو استخر در اورد د.دارم یخ میزنم
خانم لی:جین...؟
ا.ت:طو.طولانیه من ب.باید برم اتاقم
خانم لی: باشه باشه برو بعد بیا تا میزو بچینیم
سری تکون دادم بدو رفتم تو اتاقم خودمو با حوله خشک کردم یه لباس راحت پوشیدم موهام خیس بود بدون اهمیت رفتم تو اشپزخونه تا کمک کنم میز شامو بچینن
خانم لی:چرا موهاتو خشک نکردی؟ سرما میخوری؟
ا.ت: فکر نکنم . بیخیال
سالادا رو بردم رو میز که جین از اتاقش اومد بیرون داشت از پله ها داشت میومد پایین
- ۵.۷k
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط