{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک آدم معمولی،

یک آدم معمولی،
درست مثل تو،
زیر شصت امپراطور
از خیابان عبور می‌کنم.
سایه‌ی ارباب
لک می‌کند چشم‌انداز را و
دریا را گل‌آلود،
و باز می‌گردد کودکی
تلخ حالا در کام‌هامان
و کریه به گل و گرسنگی.
ولی میلیون‌ها تن‌ایم ما از مردمان معمولی
و دیواری آفرید از تن‌ها می‌شود
از بدن‌هایی برآمده به رویا و گل‌های آفتابگردان.
دیدگاه ها (۱)

فرریرا گولار، شاعر بزرگ برزیلی در سال ۱۹۳۰ به دنیا آمد و در ...

یکی هستکه چرت وپرتهای منو گوش میکنه .دلم بهمون گرمه .والا من...

حال دلت چطوره ؟جدا ..سوال خوبیست .واقعا چگونهست .حال دلت ؟

انسانی معمولی‌ام مناز جسم و از خاطرهاز خون و از فراموشی.روی ...

فرریرا گولار ....یک آدم معمولی،درست مثل تو،زیر شصت امپراطورا...

انسانی معمولی‌ام مناز جسم و از خاطرهاز خون و از فراموشی.روی ...

می شمارم عدد میله ی هر پنجره راپشت دارِ شب ِ هر قالی ، صدها ...

احمدرضا احمدی

منوچهر نیستانی

زلیخا احمدی شاعر کرمانشاهی

شب است و ماه می رقصد ستاره نقره می پاشدنسیم پونه و عطر شقایق...

گویا فیروزکوهی شاعر تهرانی

رسول کاوه شاعر کرندغربی

گداهای پولدار،پولدارهای گدا!ساعت 3 نصفه شب است.در گوشه ای از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط