{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می شمارم عدد میله ی هر پنجره را

می شمارم عدد میله ی هر پنجره را
پشت دارِ شب ِ هر قالی ، صدها گره را

طرح آویختن گل ، تن هر داری را
نصب یک تابلوی فرش به دیواری را

می شمارم گره ی پیله ی ابریشم را
هر زمستان که نبوده ست کسی پیشم را

دیر روییدن هردانه به هر گلدان را
اول صبح ، سراسیمه ی گنجشکان را

در خیابان تو ، روییدن تبریزی را
در خیابان خودم ، خش خش پاییزی را

توی هر میدان ، رقصیدن یک پرچم را
توی هر کوچه ، دلتنگی یک آدم را

پشت هر دیواری ، یک شبِ تنهایی را
پشت هر عیدی ، تنها شدن ماهی را

توی هر تُنگی ، جاری شدن دریا را
پشت هر پلکی ، پرپر زدن رویا را

پشت هر پنجره ای سایه ی دلگیری را
ته هر خردادی ، آمدن تیری را ...

می شمارم همه را تا که بماند یادم
"زلف بر باد نده تا ندهی بر بادم "

روی هر بند که آویخته ام شالم را
باد بدجور به هم ریخته احوالم را ...

ای شب تیره ! که یک روز سحر خواهی گشت
ای شب رفته ! به موهای که بر خواهی گشت؟
دیدگاه ها (۱)

مشـــــــتاق فصـــــــل آخــــــرم امـــااز ســــــــردی مهـ...

اگر چه دور از تو شوم، یار وفادار توامجدا ز تو و همسفر، عشق ش...

با رفتنت بهانۀ یک داستان شدیحالا که می روی چقَدَر مهربان شدی...

چشم هایت شعر عشقی تازه می گوید برایم من تو را زیبا تر از یاس...

مردی که در کنارم بود

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p72باغ زیر نور ماه، حال و هوای عجیبی داش...

بهار بدون تو

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ با زحمت از تخت ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p35نینا نفس عمیقی کشید و از پشت ستون بیرو...

( last minute )

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط