{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگاه همه به پرده سینما بود.

نگاه همه به پرده سینما بود.
(جشنواره فیلم های 10دقیقه ای بود به گمانم...)
اکران فیلم شروع شد.
شروع فیلم: تصویر سقف یک اتاق...
دو دقیقه از فیلم گذشت
سه ، چهار، پنج ...
هشت دقیقه ی اول فیلم تنها تصویر سقف اتاق!
صدای همه درآمد.
اغلب حاضران سالن سینما را ترک کردند.
ناگهان دوربین حرکت کرد و آمد پایین
و به یک معلول قطع نخاع خوابیده روی تخت رسید..

جمله زیرنویس فیلم: این تنها 8 دقیقه از زندگی این انسان بود و شما طاقتش را نداشتید...
دیدگاه ها (۴)

سطل آشغال :وسیله‌ ای ا‌ست موجود در خیابان‌ها جهت ریختن زباله...

ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯼ ﻣﺸﺎﻏﻞ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ:ﻗﺼﺎﺏ: ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ﭼﺎﻗﻮﮐﺶﮐﺎﺭﮔﺮ: ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ﺣﻤّﺎ...

ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﺗﻮﺳﻂ ﯾﮏ ﺑﭽﻪ ﺁﻓﺮﯾﻘﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺎﻧﺪﯾﺪﺍﯼ ‏( ﺷﻌﺮ ﻣﻨﺘﺨﺐ‏) ﺳﺎﻝ ...

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﻓﺘﻢ ﺳﺮ ﻗﺒﺮ ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮔﻢﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﻭﻣﺪ ................ﺭﻭ ﻗﺒﺮ ...

⚖️ وکیل من ⚖️پارت ۴ — حقیقت پشت فیلم چند دقیقه بعدجنی و هیون...

پارت ۵۱ آریانا هنوز گوشی را در دستش گرفته بود.جونگ‌کوک با نگ...

پارت ۴۸ اتاق برای چند ثانیه در سکوت فرو رفت.آریانا هنوز به گ...

پارت نهم: چهار مظنون 🥀🖤چند ثانیه هیچ‌کس حرف نزد.صدای دستگاه ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

پارت ۵۲ صدای قفل شدن در، همه را به سکوت فرو برد.کلیک...جونگ‌...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۳۰ | مادرم زنده است — بخش دومصبح ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط