{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز 100 تومن توی سوپر مارکت کم اوردم, یه بسته ادامس ازک

امروز 100 تومن توی سوپر مارکت کم اوردم, یه بسته ادامس ازکیفم
دراوردم و دادم به فروشندهه, دیدم داره چپ چپ نگام میکنه
منم گفتم: روز روز انتقامه
دیدگاه ها (۸)

کسانی که از خود می رنجانیم مثل ساعت هایی میمانند که صبح دلسو...

نــــــازش را مــــن کشـــيدم!!بــــــے شـــــــــــــــــــ...

ﺯﻧﮓ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﺯﺩﻡ، ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺁﯾﻔﻮﻥ گفت :ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ؟ گفتم :ﻧﻪ، ﺧ...

تنها باران است که گاهی در اوج تنهایی مندر آن لحظه که هیچکس ن...

چه رفته بودم مثل همیشه تو حیاطمون دیدم یه مرده داره وروور نگ...

رمان عشق مافیا پارت 6 از زبان ا/تبردم سمته اتاقم با پاش در ر...

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

یه بسته بادکنک کوچولو برای پسرم خریده بودم، ولی همشو قایم کر...

❤️ قلب بزرگ در حال خرید بودم که صدای پیرمرد دوره گردی به گوش...

ترکم نکن

Part ¹با سردرد شدیدی از خواب بیدار شدم، لباس عروس هنوز تنم ب...

حاجی من دیروز رفتم مدرسه برای خوش آمد گویی که مدرسمون تغییر ...

part ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط