{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ـــــــــــــــ ـــــــــــــ :

ـــــــــــــــ ـــــــــــــ :
از اين روزها می نويسم . . .



از اين روزهای ِ دلگیر ِ پر از حسرت . . .



از همين روزهایی که حتّی در میان ِ جمع ، احساس ِ غربت و تنهایی میکنی . . .



و دلت تنها حضور ِ یک نفر را می خواهد . . .



همان کسی که رؤیاهایت را با او میبافی . . .



همان کسی که با نگاهش تو
دیدگاه ها (۱)

هیچ انتظاری از کسی ندارم! و این نشان دهنده قدرت من نیست! م...

با یکدیگر ما ایستاده ایم جدا از هم ، سقوط می کنیم Together ...

و فهمیدم سخت‌ترین روزهای زندگی،روزهایی نیستند که در آن‌ها گر...

✈️ چند روز بیشترپارت ۶ عصر، وقتی از کتاب‌فروشی بیرون اومدن، ...

ᴘᴀʀᴛ ۳۳ | یه روز سختچند روز بعد...آرا اون روز وقتی از مدرسه ...

مهمونی پارت ۵۶

پارت بیست‌و یکم | اجازه؟ فلش‌بکپارک لاراوقتی من و میچا به خو...

✈️ چند روز بیشترپارت ۹ وقتی به مقصد رسیدن، لیا چند لحظه فقط ...

پروانه جان

مهمونی پارت ۵۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط