{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گراهام بـــل لعــــنتی عــــزیز!

گراهام بـــل لعــــنتی عــــزیز!

تلفنی که زنـــگ نمی خورد که نیـــازی به اخــــتراع نداشت!!

حوصـــله ات ســـر رفته بود،

چــــسب قلـــــب اختراع می کردی

می چسباندیم روی ایـــن ترک های قلب صاحب مـــــرده مان

وغصـــه زنـــگ نخوردن تلفـــــنی که اختراعش نکرده ای را نمی خوردیم!

ساده بگویم

گراهــــام بــــل عـــــزیـــــز!

حـــال این روزهای مرا تو هم مقـــــصری
دیدگاه ها (۶)

آدم ها زود پشیمان میشوند… ! گاهی از گفته هایشان، گاهی از نگ...

آقو ما دیروز تو قبرستون بودیم دیدیم یه مراسم ختم واس یه بابا...

من بالاخره آزاد شدم! اصن اشک تو چشام جمع شده....

من بی صدا اشک میریزم .. دورم را شلوغ کردم ، خنده هایم مصنوعی...

ادامه پارت ۵۲ قسمت دوم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

پارت: 13 (بخش2) **زاویه دید: زین**«مشارکت؟» پدرم کارد و چنگا...

پرواز قاصدک

007-پنهان در مه - پارت ۸۶

پارت هدیه🎁part 45شوگا گفت بیا به هم برگردیملارا بدون معطلی گ...

پارت ۲۸آماده‌سازی — آخرین تلاش برای نجاتهفته تمام، رزا با یک...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۰روز تقریباً تمام شده بود.چهار امگا ک...

### پارت ۴: سایه‌ی حسادتسکوتِ سنگینِ بعد از اون بوسه، مثل سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط