{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزها دلتنگی هایم را قایم میکنم ...

این روزها دلتنگی هایم را قایم میکنم ...
و شبیه زنی شده ام که هر روز چند وعده میکشد....

گاهی درد
گاهی کبریت
گاهی سیگار
و
گاهی خط لب ...
شاید اگر مرد بودم
گاهی به بیرون میزدم
و به تاب خوردن بچه ای در پارک
کمی از خود دور میشدم!
به گمانم زن بودن فاجعه ی دلتنگی است
دیدگاه ها (۳)

گیرم لبها را جراحی کنیم به شکل خنده ای با اشکهایی که در پشت ...

آخرین افطار...آخرین التماس...آخرین اشک شبانه...آخرین چشمان خ...

کاش....ما هم با هم مذاکره کنیمدو جانبه!!تو جانب قلب مرا بگیر...

گفتند بر تلخی ها چشم ببند وصبور باشروزی بالاخرهآنهمه شادی پن...

🖤 پارت ۲ | «پناه»لانا هنوز جلوی عمارت ایستاده بود.نگاهش به د...

شمع های سوزان کاپل: کای ، جنیسبک؟ تک پارتی ( Rose ) با لبخند...

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۰

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت چهارم | «تقریباً لو رفت»روز بعد، ا/...

۲ پارتی لینو پارت ۲ ( درخواستی ) با یه دل درد شدید پا شدم ه...

Heir of Light and Darknesspart : 3سه روز بعد. تهیونگ با اجبا...

The Joke That Broke Us

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽p3تهیونگ کمی جلو رفت. از گوشه چشم نگاهی ...

Custom bride part : 7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط