زن با عصبانیت پای تلفن : این موقع شب کدوم گوری هستی تو ؟
زن با عصبانیت پای تلفن : این موقع شب کدوم گوری هستی تو ؟
مرد : عزیزم ، اون فروشگاه طلا فروشی رو یادته که از یه انگشتر الماس نشانش خوشت اومده بود و گفتی برات بخرم
اما من اون روز پول نداشتم ولی بهت گفتم که روزی حتما این انگشتر مال تو میشه عزیزم . . . . ؟!
زن با صدای ملایم و خوشحالی بسیار : بله عشقم . . .
مرد : من تو رستوران بغل دستیش دارم شام می خورم !
مرد : عزیزم ، اون فروشگاه طلا فروشی رو یادته که از یه انگشتر الماس نشانش خوشت اومده بود و گفتی برات بخرم
اما من اون روز پول نداشتم ولی بهت گفتم که روزی حتما این انگشتر مال تو میشه عزیزم . . . . ؟!
زن با صدای ملایم و خوشحالی بسیار : بله عشقم . . .
مرد : من تو رستوران بغل دستیش دارم شام می خورم !
- ۳.۵k
- ۰۹ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط