تلنگر می زند بر من نگاه بی صدای تو
تلنگر می زند بر من نگاه بی صدای تو
به قلبم می زند خنجر هجوم رد پای تو
شدم در قاب تنهائی ، به لبها آه می کارم
نفیر فصل بی برگی ، اسیری مبتلای تو
تو را با من ، مرا با تو ؛ همیشه گفته اند ای جان
تو تاریخ منی و من شدم جغرافیای تو
عیار آخر عشقی ، اصیل و کیمیا هستی
زری هستی که جز زرگر نداند کس بهای تو
چو دارم اجتهاد شعر و فتوای غزل دادم
مرید حوزه ی عشقم ، شدم شاعر برای تو
مکن با من غریبی من ، انیس اخم تو هستم
منم خو کرده ی قهرت ، همان دردآشنای تو
در این دوران ، هر از گاهی خودت را هم مروری کن
که شاید نیک پنداری ، منم در لابلای تو
مرا با عشق تو سنجیده اند اما چه می دانند
توئی از من گریزان و منم اما فدای تو
به قلبم می زند خنجر هجوم رد پای تو
شدم در قاب تنهائی ، به لبها آه می کارم
نفیر فصل بی برگی ، اسیری مبتلای تو
تو را با من ، مرا با تو ؛ همیشه گفته اند ای جان
تو تاریخ منی و من شدم جغرافیای تو
عیار آخر عشقی ، اصیل و کیمیا هستی
زری هستی که جز زرگر نداند کس بهای تو
چو دارم اجتهاد شعر و فتوای غزل دادم
مرید حوزه ی عشقم ، شدم شاعر برای تو
مکن با من غریبی من ، انیس اخم تو هستم
منم خو کرده ی قهرت ، همان دردآشنای تو
در این دوران ، هر از گاهی خودت را هم مروری کن
که شاید نیک پنداری ، منم در لابلای تو
مرا با عشق تو سنجیده اند اما چه می دانند
توئی از من گریزان و منم اما فدای تو
- ۱.۲k
- ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط