{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه شب آرامیست...

چه شب آرامیست...
هیچکس اینجا نیست...
سایه ی مرگ سراسر همه جا پر شده است...
چشم ها خاموشند...
همه درها بسته...
من چه بیهوده پیِ ردِ صدا میگردم...
همه اینجا مُردند...
شاید اینجا شده یک گور برای منُ تو...
ما چه بیهوده پی رد خوشی میگشتیم...
خنده ی های الکی...
عشق های الکی...
این صدایی که من امشب همه دم میشنوم...
این صدای مرگ است...
دیدگاه ها (۱)

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۰ات دستش را روی جلد دفترچه گذاشت...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ قسمت ۱۲‌آن سایه‌ی عظیم‌ال...

You hear that?- Mehrdad Pirshahbaz - Scream It Out (Ft Mohsen Mirnia and Aura)

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل سوم: تونل‌ها...

P³⁰The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p29تا چشم کار می‌کرد، جنگل‌های تیره دیده ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت یازدهم: بازیِ سایه‌ها و تایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط