{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک لب بده به من که لبم تیر میکشد

یک لب بده به من که لبم تیر میکشد
عشقت مرا به آتش و زنجیر میکشد

یک لب بده دوباره که در حسرت لبت
تب آتشی براین دل غمگیر می کشد

چون آهویی که از همه مردم گریخته
خود را به زیر سایه‌ی یک شیر می کشد

این بوسه ها که می چشی از قندهار لب
آخر تو را به قله ی پامیر می کشد

این لحظه های داغ هوس خیز عاشقی
ما را به یک جنون نفس گیر می کشد

بر روی بوم نرم تنم دست های تو
یک چشمه زلال سرازیر می کشد

حاشا که شیخ، از شب ما با خبر شود
کار من و تو باز به تعزیر می کشد
دیدگاه ها (۱)

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁶آتشی که از کلام من دامن دیگران را می‌گیرد؛اول ...

یک لب بده به من که لبم تیر میکشدعشقت مرا به آتش و زنجیر میکش...

یک لب بده به من که لبـم تـیر می کشـدعشقت مـرا به آتش و زنجیـ...

نـــاز چشمـــانِ خـمــارِ تـــو خــریــدن داردســاحــلِ چــه...

ناز چشمـــانِ خـمــارِ تـــو خــریــدن داردســاحــلِ چــهــر...

ناز چشمـــانِ خـمــارِ تـــو خــریــدن داردســاحــلِ چــهــر...

نـــاز چشمـــانِ خـمــارِ تـــو خــریــدن داردســاحــلِ چــه...

ای غم عشق تو آتش زده در خرمن دلو آتش هجر جگر سوز تو دود افکن...

یا زینب کبری...ای بلندای بالهای خسته ات رشک آسمانها ...ای زل...

تو را گم کرده ام، میان انبوه آدم ها کنار دریا... تو را گم کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط