راه میروم در پیاده رو های این شهر...
راه میروم در پیاده رو های این شهر...
سرم را بالا میگیرمو چشمانم نگران.
ترس از دیدن دوباره در لا ب لای این ازدحام. و شوق دیدار
سرم را میندازد پایین..
بغض در چشمانم جمع میکند،!
هیچکس را نمی بینم، اورا ک نمی بینم.
پیاده رو را ب پایان می برم..
سرم را بالا میگیرمو چشمانم نگران.
ترس از دیدن دوباره در لا ب لای این ازدحام. و شوق دیدار
سرم را میندازد پایین..
بغض در چشمانم جمع میکند،!
هیچکس را نمی بینم، اورا ک نمی بینم.
پیاده رو را ب پایان می برم..
- ۷۵۴
- ۱۴ مهر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط