{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غسال جوانی را می شست

غسال جوانی را می شست
دیدم زار زار گریه می ڪند
بهش گفتم چی شده تو ڪه روزی صد نفر رو غسل میڪنی !!!

روی بازوی جوان رو نشونم داد
〇نوشتہ بود
برام گریه ڪڹ غســـــال...
... مآدر...... ندارم ↯↯↯↯↯

فقط با ناز بشور ..............
بدون نازکش قد کشیدم...
دیدگاه ها (۶)

درقبرستان بودم که دیدم مردی گریه کنان بود. گفتم مشکلت چیست ا...

??★نام خانوادگی = تنها★?? ??★ﻣــــــﺦ = ﺗﻌــﻄﯿﻞ★?? ??★ﺟــــ...

کسی میشناستش؟؟؟

؟؟؟

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

پارت: 7 (بخش1) **زاویه دید: زین**عمارت استون همیشه بوی خاصی ...

★دستبند ما؟!...p³ادامه داد:"ببخشید جونگ‌کوک واقعا عذر می‌خوا...

سناریو مایکی { جنگل چشمات} + خانم ازتون خواهش میکنم. من مسئو...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟎 با خودش فکر کرد.‌ امکان نداره، جونگکوک‌ ...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے²چشم‌های...

دو پارتی غمیگن از کوکو...پارت ۲ و اخر

My lovely neighbor part : 71

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط