{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادر مثه مداد میمونه،

مادر مثه مداد میمونه،
هر لحظه تراشیده شدن و تموم شدنش رو میبینی،
اما
پدر مثل خودکاره،
شکل ظاهریش تغییر نمیکنه
فقط یکدفعه میبینی دیگه نمی نویسه...
لایک به افتخار همشون
دیدگاه ها (۲)

سلامتی دخترایی که هنوز دوس داشتنین هنوز مردو با آهن پاره ای ...

به سلامتی دختری ک به خاطر دوست پسرشون که تو زندانه خواستگارا...

پیت بالو دیدم یاد این جمله افتادم به سلامتی‌ اون بچه‌ای که ش...

#

پارت سهجواب پدر لونا بله بودشبلونا: مامان دارن در میزنن باز ...

رمان آیچی پارت 6می دونن هنوز کسی پارت پنج رو نخونده برای همی...

آتیشی که از بارون شروع شد part 44ویوی ا. تپدر جونگکوک به سمت...

آوای شب پارت ۹ویو نویسندهانیا سریع از دامیان و جیوز خداحافظی...

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

🖤 قسمت دوم آخرین حرف‌های یک پدربیماری پدر فاطمه روزب...

part 4

Forced love

چند پارتی تهیونگ (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط