{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲

پارت ۲
یک هفته بعد_ساعت ۱۱ و ۳۸ دقیقه شب_جونگکوک:
یک هفته از استخدامم تو این کافه گذشته بود و راضی بودم.امروز هم مثل همیشه راس ساعت ۱۱ و نیم اون مشتری همیشگی با اون استایل خاص و شیکش که من گی رو جذب میکرد اومد و مثل همیشه قهوه سفارش‌داد.یجورایی من روش کراش زده بودم ولی خب کی قراره منی که نه خانواده و نه خونه دارم رو بپذیره؟،مسلماً هیچکس.امشب مثل همیشه داشتم قهوه اش رو میبردم که از شانس بدم پام پیچ خورد و هم خودم افتادم هم قهوه ریخت رو کت اقای کیم "تهیونگ".
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳ساعت ۱۱ و ۴۹ دقیقه_جونگکوک:به محض زمین خوردنم بر خلاف ...

پارت ۴۴ ماه بعد_جونگکوک:چهار ماه گذشته بود و همون پیچ خوردن ...

پارت ۱ساعت ۷ و ۱۰ دقیقه صبح_جونگکوک:از در زندان اومدم بیرون ...

جزئیات فیک:تعداد پارت:هر چقدر داستان طول کشیدکاپل:تهیونگ و ج...

پارت ۵حدود ۴ ماه بعد_ساعت ۱۱ و ۲۱ دقیقه شب_جونگکوک:ماه ها گذ...

چند پارتی جونگ کوک

فیک

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ ۱۵ لایک✅ ۲۰ کامنت...

شاهکاری به نام دروغ

Forced marriagePart20همین که وارد شرکت شدم جین از پشت میزش س...

سناریو تهیونگ

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت نهمویو اتچند روز از مرگ پدرم گذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط