{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴

پارت ۴
۴ ماه بعد_جونگکوک:
چهار ماه گذشته بود و همون پیچ خوردن پای من و ریختن قهوه رو کت تهیونگ باعث این شده بود که ما دوتا بشیم همه ی زندگیِ هم.حالا من دیگه اون پسر یتیم و بی خانمان نبودم.شده بودم کیم جونگکوک "نویسنده داره از شدت ذوق تشنج میکنه" پارتنر کیم تهیونگ.تو هر جمعی‌ میرفتم بهم احترام میزاشتن و ادم حسابم میکردن.ولی اینها باعث نشده بود خودم رو بگیرم.بگذریم؛امشب قرار بود با تهیونگ بریم یه مهمونی که نامجون هیونگ هم بود.
دیدگاه ها (۰)

پارت ۵ ساعت ۸ و ۱۰ دقیقه شب_نویسنده "کارن":ساعن ۸ و ده دقیقه...

پارت ۶روز بعد_خونه ی نامجون_ساعت ۵ و ۲۲ دقیقه عصر_نامجون:از ...

پارت ۳ساعت ۱۱ و ۴۹ دقیقه_جونگکوک:به محض زمین خوردنم بر خلاف ...

پارت ۲یک هفته بعد_ساعت ۱۱ و ۳۸ دقیقه شب_جونگکوک:یک هفته از ا...

پسر بد (15)

📖 رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت شانزدهم: آرامشِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط