پارت ۴
پارت ۴
۴ ماه بعد_جونگکوک:
چهار ماه گذشته بود و همون پیچ خوردن پای من و ریختن قهوه رو کت تهیونگ باعث این شده بود که ما دوتا بشیم همه ی زندگیِ هم.حالا من دیگه اون پسر یتیم و بی خانمان نبودم.شده بودم کیم جونگکوک "نویسنده داره از شدت ذوق تشنج میکنه" پارتنر کیم تهیونگ.تو هر جمعی میرفتم بهم احترام میزاشتن و ادم حسابم میکردن.ولی اینها باعث نشده بود خودم رو بگیرم.بگذریم؛امشب قرار بود با تهیونگ بریم یه مهمونی که نامجون هیونگ هم بود.
۴ ماه بعد_جونگکوک:
چهار ماه گذشته بود و همون پیچ خوردن پای من و ریختن قهوه رو کت تهیونگ باعث این شده بود که ما دوتا بشیم همه ی زندگیِ هم.حالا من دیگه اون پسر یتیم و بی خانمان نبودم.شده بودم کیم جونگکوک "نویسنده داره از شدت ذوق تشنج میکنه" پارتنر کیم تهیونگ.تو هر جمعی میرفتم بهم احترام میزاشتن و ادم حسابم میکردن.ولی اینها باعث نشده بود خودم رو بگیرم.بگذریم؛امشب قرار بود با تهیونگ بریم یه مهمونی که نامجون هیونگ هم بود.
- ۲۲۵
- ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط