{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱

پارت ۱
ساعت ۷ و ۱۰ دقیقه صبح_جونگکوک:
از در زندان اومدم بیرون و نفس عمیقی کشیدم.واقعا اون تو برام جهنم بود.اونجا یاد گرفتم که به هیچ کس اعتماد نکنم یا به راحتی اعتماد نکنم.بگذریم.الان که بخاطر چوی "رئیس کلاب" افتادم زندان دیگه نمیتونم اونجا کار کنم و مجبورم یه جای دیگه رو پیدا کنم برای همین راه افتادم.حدود ۳ ساعتی بود که با پای پیاده داشتم بیشتر سئول رو میگشتم که بالاخره کافه ای رو پیدا کردم که نیاز به یک گارسون داشت.رفتم داخل و از یکی از کارکنا پرسیدم رئیس اینجا کیه و اونا اتاقی رو بهم نشون دادن.در زدم و بعد از اجازه ی ورود داخل شدم و گفتم:
جونگکوک:سلام.من برای اگهی استخدام مزاحمتون شدم
-:اوه بله درسته شرایط خاصی هم نداره ولی تایم کاری از ساعت ۸ صبح تا ۱۲ شب هستش.جای خواب هم یه اتاق کوچیک پشت کافه هست میتونید اونجا بمونید هزینه اش هم از حقوقتون کم میشه،مشکلی نیست؟
جونگکوک با توجه به شرایط خوبی که بهش پیشنهاد داده شده بود با لبخند گفت و تعظیم کرد:
جونگکوک:خیلی خیلی ممنونم اقای؟
-:کیم نامجون هستم
دیدگاه ها (۰)

THE FIRST KISSPART: 1ویو ات: چند روزه به شدت حواس پرت شدم غذ...

پارت ۱۳(ویو جیمین)ساعت ⁶:¹² دقیقه عصر بود من به کلوپ رسیدم و...

پارت ۱ساعت ۵ و ۱۹ دقیقه عصر_جیمین:همینطور لم داده بودم رو کا...

part 14داشتم کتاب رو با دقت بالا میخوندم تا این که به جای بد...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟔ولی بی خیال کیم تهیونگ شدم و تصمیم گرفت...

می دونین فرق این با برجام چیه؟!اینکه اونجا اگه 400 کیلو ازت ...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

Pat:4اسم: عاشق چشماش شدما.ت . پام گیر کرد به لبه‌ی در و افتا...

Otagh baghli Part 53 میخواستم تلافی کنم ولی خب حوصلش رو نداش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط