{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر تو چفیه داشتی...

اگر تو چفیه داشتی...

من چادر دارم...

اگر تو با چفیه ات علی وار میجنگیدی...

من با چادرم زهراوار زندگی میکنم...

اگر تو در برابر بمب های شیمیایی چفیه ات را می بستی...

من در برابر نگاه های هرزه چادرم را سر میکنم...

من همه ی افتخارم این است...

که سرخی خونت را به سیاهی چادرم سپرده ای...
دیدگاه ها (۳)

پارت۹که اون سوهیه پیکمی اومد پیششسوهی: ببین دختره ی هرزه دفع...

پارت ۱۰سولا گفت باشه باشه برو ما هم تا اون موقع وسایل ها رو ...

سناریو قفل آبی پارت ۲

الماس زیبای من part⁷ویو ات:صبح که از خواب بیدارشدم اولین چیز...

رقیه بنت الحسین

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇25ویو هویج:حیاط هنوز شلوغ بود. اما بر...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

Part:2۷ات سرش رو چرخوند سمت صدا که دید برادرش بود(انتظار داش...

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط