{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من همانی ام که برای اشک ریختن ، دیوار را به شانه ی آدم ها

من همانی ام که برای اشک ریختن ، دیوار را به شانه ی آدم ها ترجیح می دهد ،
همان که خودش ، خودش را آرام می کند و خودش تکیه گاه و دلگرمیِ خودش می شود .
همانی که عادت کرده قوی باشد ، حتی وقتی تمام پیکرش از ضربه های مسیرهای سخت ، زخمی ست ،
همانی که می خندد ، حتی وقتی دلیلی برای خندیدن نیست ، حتی وقتی حنجره اش از بغض های پنهانی ، درد می کند ...
من همانی ام که آرزوهای بزرگ می کند و برای رسیدن به آرزوهایش ، یک تنه تا پای جان ، می ایستد و با موانع و سختی ها می جنگد ،
همانی که با مشکلاتش رفیق است و زخم هایش را دوست دارد ...
این منم ! کسی که از نا امیدی هایش ، 
امید می سازد و از دردهایش ، پله ...
دیدگاه ها (۴)

از ترس تا اعتمادpart: 4 ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ²کیم ته‌وون، پدر عمارت، ...

P12از همان روزی که خبر نامزدی ارباب در عمارت پیچید، سکوت همی...

✦ اولین گناه ✦✧ رمانی از خون، جادو و انتقام ✧❖ شخصیت‌های اصل...

پارت ۳۳خانه، حالا دیگر برای رزا شبیه به یک موزه‌ی سرد و بی‌ر...

......//برده ی زیبا//......

پارت ۳۳ (بازم هشدار👁🫵)ساسکه تقریبا زیپ ژاکت ناروتو را کامل پ...

نسل‌های گذشته یک امتیاز بزرگ داشتند و ‌آن اینکه پدر و مادرها...

LESSON

اما وقتی یوکی خودش را روی پارچه جمع کرد و چشمانش را بست، سان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط