{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی

خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی

وسط راه اما ازعشق ، یه کمی ترسیده باشی

خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی ازخودت می پرسی یعنی ، میشه اون بره زمانی

خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی اما

وقتی که بهار شد یه جوری ازش جداشی

خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اونو ببینه

خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه

چقدر از گریه اون شب ، چشم تو سرش شلوغه

خیلی سخته واسه اون بشکنه یه روز غرورت اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت

خیلی سخته بودن تو واسه اون بشه عادت

دیگه بوسیدن دستات واسه اون بشه عبادت

خیلی سخته که دل تو نکنه قصد تلافی تا که بین دو پرستو نباشه هیچ اختلافی

خیلی سخته اونکه دیروز واسش یه رویا بودی از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی

خیلی سخته بری یکشب واسه چیدن ستاره ولی تا رسیدی اونجا ببینی روزشد دوباره

خیلی سخته که من و تو همیشه باهم بمونیم

آنقدر عاشق که ندونن دیوونه کدوممونیم
دیدگاه ها (۱)

(ادامه پارت قبل)هان: اونو واسه من میپوشی نه بقیه!-امشب میمون...

یه رفیق دارم که تقریباً هر سال میره کربلا؛از اون با مراما و ...

سناریو سانزو پارت اول بازم داشتی تو کوچه خیابونا دنبال کار م...

نامجونا باور کنم ۳۲ سالت شد ؟ نامجون تو فقط لیدر گروه نبودی ...

نامجونا باور کنم ۳۲ سالت شد ؟ نامجون تو فقط لیدر گروه نبودی ...

#سناریوموضوع:( وقتی عصبانی هستیم و اونا تحر٫یک میشن )«ورژن ز...

#تکپارتیموضوع:(وقتی ما ازش خوشمون میاد ولی اون با ما رفتار س...

#سناریوموضوع:(عضو نهمیم یه بالشت داریم که هرشب موقع خواب بغل...

تبریک تولد جونگ کوکبچه ها، امروز تولد کسیه که اگه اسمشو ببرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط