{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخواهم در آغوش بگیرمت

میخواهم در آغوش بگیرمت
انقدر محکم که
جای عشقم روی تنت بماند
عطر تنم روی پوستت بماند
رد لبهایم روی بدنت بماند
جای انگشتانم روی اندامت بماند
تا همه ی اهالی این شهر بدانند
تنت قلمروی سرکشی های یک مرد شرقیست ...
دیدگاه ها (۲)

چرا حس میکنم هستی کنارم چر...

ﻋﺸﻖ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ،ﺑﺎ ﺳﮑﻮﺕ ...ﺑﺲ ﮐﻪ،ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎ،ﻧﺎﻣﺮﺩﻧﺪ !...

گُنجشڪ ها دیر عاشــِـق میشـَـوند؛ اما عَمیـــــق ...

واحد اندازه گیری فاصله متر نیست .اشتیاق است.مشتاق که باشی حت...

Iove and the moonPart26کوک: خب خانم یونا خب ول خرجی کردی یون...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟎𝟎جونگکوک به تهیونگ نزدیک شد و از بازوش...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

#ددی_من | قسمت سوم: سایه‌های تاریکلیا با سرعت از راهروها رد ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕𝟑تهیونگ نگاهی به وضعیت به هم ریختشون ان...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟲دستپاچه شدم و خواستم گوشی‌...

# ✦ بی‌صدا ✦نظم، برای ا.ت حکمِ دیواری را داشت که او را از آش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط