{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو خیابون با تلفن حرف میـزدم

تو خیابون با تلفن حرف میـزدم
یه یارو فضولی از بغلم داشت رد میشد و به حرفام گوش میکرد !
منم با تلفن گفتم : من اونو زنده میخوام
صبر کن یکی حرفامونو شنید !
کاپشن قرمز رو بزن!
یارو از ترس مث پلنگ زیگ زاگ می دویید تیر بهش نخوره
دیدگاه ها (۱)

توالت پارک بودم، رو درش نوشته بود سـمت راست روببین، سمت راست...

میگن:اگر برای بدست آوردن کسی داری میدویی آروم تر بدو،شاید یک...

عتراف میکنم بچه که بودم فکر میکردم ماکارونیو مثه برنج میکارن...

اسم پروفایل خارجیا:Jimmy butlerTonny curneyStefan curryحالا ...

I can be myself with himPart⁸⁶ساعت دو نصفه شب بود..تقریبا طر...

محو زیبایی او پارت ۳۴ویو ته یونگ توی ماشین بابام بودن صندلی ...

رومان عشق مافیا پارت 23 از زبان ا/تآجوما از پشت در داد میزد ...

P10کانال های تلویزیون رو بی‌هدف میگشت،درواقع جسمش داشت این ک...

مرد درحالی که داشت یاداشت می‌کرد ابروهاشو برد بالا و همین با...

I can be myself with himPart¹⁰⁴اما یه صدای انفجار،از داخل حی...

part: 6♤درخواستی ♤ویو یوون. با هرقدمی که جلو میومد من هم عقب...

و خیابون با تلفن حرف میـزدمیه یارو فضولی از بغلم داشت رد میش...

تو خیابون با تلفن حرف میـزدمیه یارو فضولی از بغلم داشت رد می...

دازای: تو خیابون با تلفن حرف میـزدمیه یارو فضولی از بغلم داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط