{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو خیابون با تلفن حرف میـزدم

تو خیابون با تلفن حرف میـزدم
یه یارو فضولی از بغلم داشت رد میشد و به حرفام گوش میکرد !
منم با تلفن گفتم : من اونو زنده میخوام
صبر کن یکی حرفامونو شنید !
کاپشن قرمزه رو بزن!
یارو از ترس مث پلنگ زیگ زاگ می دویید تیر بهش نخوره
دیدگاه ها (۱)

کدوم؟؟؟؟؟

سلامتی روزی که تو سه کلمه خلاصه شم...نکبت میلیاردر شده

دنیا نذاشت فدات بشم فدات شمزمونه نذاشت باهات باشم فدات شمبرو...

اگر روزی مردم تابوتم را سیاه کنید تاهمه بدانند سیاه بخت بودم...

محو زیبایی او پارت ۳۴ویو ته یونگ توی ماشین بابام بودن صندلی ...

رومان عشق مافیا پارت 23 از زبان ا/تآجوما از پشت در داد میزد ...

مرد درحالی که داشت یاداشت می‌کرد ابروهاشو برد بالا و همین با...

part: 6♤درخواستی ♤ویو یوون. با هرقدمی که جلو میومد من هم عقب...

دازای: تو خیابون با تلفن حرف میـزدمیه یارو فضولی از بغلم داش...

تو خیابون با تلفن حرف میـزدمیه یارو فضولی از بغلم داشت رد می...

و خیابون با تلفن حرف میـزدمیه یارو فضولی از بغلم داشت رد میش...

تو خیابون با تلفن حرف میـزدمیه یارو فضولی از بغلم داشت رد می...

تو خیابون با تلفن حرف میـزدم یه آقاهه از بغلم داشت رد میشد...

تو خیابون با تلفن حرف میـزدمیه یارو فضولی از بغلم داشت رد می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط