{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دازای: تو خیابون با تلفن حرف میـزدم

دازای: تو خیابون با تلفن حرف میـزدم

یه یارو فضولی از بغلم داشت رد میشد و به حرفام گوش میکرد !

منم با تلفن گفتم : من اونو زنده میخوام


صبر کن یکی حرفامونو شنید !

کاپشن قرمزه رو بزن!

یارو از ترس مث پلنگ زیگ زاگ می دویید تیر بهش نخوره
دیدگاه ها (۲)

ابلیس

محو زیبایی او پارت ۳۴ویو ته یونگ توی ماشین بابام بودن صندلی ...

تو خیابون با تلفن حرف میـزدمیه یارو فضولی از بغلم داشت رد می...

تو خیابون با تلفن حرف میـزدمیه یارو فضولی از بغلم داشت رد می...

و خیابون با تلفن حرف میـزدمیه یارو فضولی از بغلم داشت رد میش...

تو خیابون با تلفن حرف میـزدمیه یارو فضولی از بغلم داشت رد می...

تو خیابون با تلفن حرف میـزدمیه یارو فضولی از بغلم داشت رد می...

تو خیابون با تلفن حرف میـزدمیه آقاهه از بغلم داشت رد میشد......

تو خیابون با تلفن حرف میـزدمیه آقاهه از بغلم داشت رد میشد......

تو خیابون با تلفن حرف میـزدمیه آقاهه از بغلم داشت رد میشد......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط