دازای: تو خیابون با تلفن حرف میـزدم
دازای: تو خیابون با تلفن حرف میـزدم
یه یارو فضولی از بغلم داشت رد میشد و به حرفام گوش میکرد !
منم با تلفن گفتم : من اونو زنده میخوام
صبر کن یکی حرفامونو شنید !
کاپشن قرمزه رو بزن!
یارو از ترس مث پلنگ زیگ زاگ می دویید تیر بهش نخوره
یه یارو فضولی از بغلم داشت رد میشد و به حرفام گوش میکرد !
منم با تلفن گفتم : من اونو زنده میخوام
صبر کن یکی حرفامونو شنید !
کاپشن قرمزه رو بزن!
یارو از ترس مث پلنگ زیگ زاگ می دویید تیر بهش نخوره
- ۲.۴k
- ۰۱ آذر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط