{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه میگویند

عاشقانه میگویند
عاشقانه میخوانند!
عاشقانه.....
کدام عشق؟
خیابان ها محل عبورِ اجسادی شده است
که فقط به بوی عشق زنده اند و
نمیتوانند لمسش کنند!
همچون پرندگانی در قفس
که
شیشه های انتظار را ناخن میکشند و
خودشان سرسام میگیرند و
به گوشه ی کافه ها پناه میبرند!
که کوچه های باران خورده ی پاییزی را
فقط ببینند و
خیال عاشقی کنند!
که آه چقدر تنهاییم!
برای کدامین یار رفته؟
در یک گور دسته جمعی
نفس به نفس هم زنده ایم و باز ؛
چقدر تنهاییم...
کودکِ تنهاییِ ما با گرفتنِ دست هیچ بشری پیر نمیشود!
شاید بخوابد،
شاید مشغول بازی شود،
شاید ساکت باشد،
اما هرگز نمیمیرد...
روزی بیدار میشود و
باز بهانه میگیرد...
ما تا همیشه تنهاییم " تنها "
دیدگاه ها (۱)

★彡   Part 67 彡★ توان پلک زدن نداشتم.چون می ترسیدم از دستش بد...

فیکشن

حکم عشق ****اینبار داستان همچنان گویای سرنوشت است ... اما سر...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۴ | نامه‌ی مادررینا هنوز نامه را در دستش نگ...

#کپشن

پارت ۴۰ جونگ‌کوک چند ثانیه حتی پلک هم نزد.ـ جین... زنده‌ست؟م...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁰ ( Final )سه روز بعد__...

#درخواستی_هیونلیکس#سقوط_در_سکوتتصویر جلوی چشم‌های هیونجین ثا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط