{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غزلم زنده بمان قافیه هایت با من

غزلم زنده بمان قافیه هایت با من
پشتِ هم واژه بچین توی دهانم تا من

حک کنم روی تنت هرچه که دارم، از عشق
«دوستت دارم» و این را تو نوشتی یا من؟!

غزلم زار نزن چشمِ تو بیت الغزل است
نکند پیش کسی گریه کنی حتی من

بغلم کن که به هم ریخته ام، با من باش
هیچ کس را تو «ردیف»ش نکنی الّا «من»

یک کمی راه بیا، تا دلِ ««او»» راهی نیست
غزلم زنده بمان قافیه هایت با من ...
دیدگاه ها (۱)

به این مجسمه سازی که قلبش از سنگ استبگو تو را بتراشد که من د...

وقتی تورا از این دل تنگم خدا گرفتبا من تمام عالم و آدم عزا گ...

صبحی که نبینم رخ دلدار نه صبح استپیشش چو نباشم به شب تار نه ...

ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من این سکوت مرا ناشنیده م...

غزلم زنده بمان قافیه هایت با منپشتِ هم واژه بچین توی دهانم ت...

غزلم زنده بمان قافیه هایت با منپشتِ هم واژه بچین توے دهانم ت...

بخاطر من نهبخاطر خودت برگردکه پاییز غمزده ات نکندکه دلهره ی ...

#عاشقانه بارها خواسته ام به زبان بیاورم کلمات را به رقص درآو...

#عاشقانه بارها خواسته ام به زبان بیاورمکلمات را به رقص درآور...

💭بارها خواسته ام به زبان بیاورمکلمات را به رقص درآورده‌امقاف...

محمد ابراهیم جعفری

خرداد که می شد زودتر از همه امتحانم را می دادم خیابان را سر ...

بهمن مهرابی شاعر خرم آبادی

زندگی یک چمدان است که می‌آوریشبار و بندیل سبک می‌کنی و می‌بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط