{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی تورا از این دل تنگم خدا گرفت

وقتی تورا از این دل تنگم خدا گرفت
با من تمام عالم و آدم عزا گرفت

شب های بی تو ماندن و تکرار این سؤال:
این دلخوشی ِساده ی ما را چرا گرفت؟

درچشم های تیره ی تو درد خانه کرد
در چشمهای روشن من غصّه پا گرفت

هی گریه پشت گریه و هی صبر پشت صبر
هر کس شنید قلبش از این ماجرا گرفت

بعد از تو کار هر شب من جز دعا نبود
هی التماس و گریه و هی نذر....تا گرفت

حالا که آمدی چه قَدَر تلخ و خسته ای
اصلا! خدا دوباره تو را داد ؟یا...گرفت؟
دیدگاه ها (۲)

سهم من بودی، ولی دنیا تو را از من گرفتچون زلیخایی که عشقش بو...

دیشب ای بهتر زِ گل! در عالم خوابم شکفتیشاخ نیلوفر شدی، در چش...

به این مجسمه سازی که قلبش از سنگ استبگو تو را بتراشد که من د...

غزلم زنده بمان قافیه هایت با منپشتِ هم واژه بچین توی دهانم ت...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p29تا چشم کار می‌کرد، جنگل‌های تیره دیده ...

ایها_العزیز روزهای‌چشم‌براهی السلام علیک یا صاحب الزمانيک عم...

طاقت آوردی خلیج فارس من!این همه سال‌ها با خاطرات خوبسفره‌ی آ...

### پارت ۷: شبِ ربایشنیمه‌شب بود. بارون بند نیامده بود و قطر...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p31شب، قلعه برخلاف روز، ساکت‌تر از همیشه ...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ با زحمت از تخت ...

پارت اول راز خون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط