{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اهل همین کوچه بن بست کناری

اهل همین کوچه بن بست کناری
که تو از پنجره اش پای به قلب من دیوانه نهادی
تو کجا؟
کوچه کجا؟
پنجره باز کجا؟
من کجا؟
عشق کجا؟
تو به لبخند و نگاهی...
من دلداده به آهی
بنشستیم،
تو در قلب و من خسته به چاهی
گنه از کیست؟
از آن پنجره باز؟
از آن لحظه آغاز؟
از آن چشم گنه کار؟
از آن لحظه دیدار؟
کاش میشد گنه پنجره و لحظه و چشمت; همه بر دوش بگیرم
جای آن یک شب مهتاب،
تو را تنگ در آغوش بگیرم
دیدگاه ها (۱)

خوش بحالت غریبه !دنیای کسی هستی که دنیای من است ...چنان در ت...

معامله p9جونگ‌کوک بعد از رفتن تهیونگ، مستقیم به حمام رفت.شیر...

( last minute )

یک قسمت کادویی

صدای شلیک

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 8صبح روز بعد، ویولت زودتر از همیشه ب...

«سوگند عشق»²:partسه روز از آن شب گذشته بود.یوکوهاما دوباره ب...

*.The Law of Violence.*

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

محو زیبایی او پارت ۲۳ویو تهیونگ چالش خطرناک چرا من در موردش ...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁵افسر پرونده‌اش را روی میز گذاشت و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط