عشق و نفرت

"عشق و نفرت"
part:¹⁷

[فردا]


رفتیم سمت شرکتی که جین مدیرشه بعد از عکاسی داشتم می‌رفتم سمت شرکت تهیون



_نمیخوای به عکسات نگا کنی
+نه
_باشه هر طور راحتی



بعد از گذشت ۳.۴ ساعت دوباره سر و کلش پیداش شد



+هرروز عادت داری بیای شرکت؟
_باز منشیای قبلی بلد بودن احترام بذارن ولی تو انگار احترامت مونده خونه مامان بابات
+آره درسته مشکلیه؟
_مشکل که هست...خیلیم زیاد هست ولی بگذریم
+چی
_هنوزم بلد نیستی تلفن کنی؟
+چرا بلدم خیلیم خوب بلدم ببین



رفتم و به تهیون زنگ زدم



+رئیس...برادرتون اومدن


اجازه داد بیاد اتاقش


_میبینم که رابطتون شده کاری
+چی
_دیگه نمیگی چاگیا...یا تهیون یا هرچی که تو خونه صداش می‌زنی
+بلخره اینجا محل کاره و باید رعایت کرد
_درسته




رفت و بعد از نیم ساعت برگشت



_سلامی مجدد
+باز چته
_هی با کسی که ردش از تو بالا تره درست حرف بزن
+(چشم غره)
_خب...البته از این به بعد قرار نیست زیادم ردم ازت بالا باشه
+چرا
_چون قراره بیام تو این شرکت کار کنم
+جااان؟زده به سرت
_نه خیلیم جدیم
+عالی شد(آروم و با لحن کنایه دار)

ادامه دارد...
برید کیفشو ببرید شرطا که میرسن فوری میذارم پارت جدید😀😂
برا پارت بعدی ۲۰ لایک و ۱۵۰ فالوور
#فیک_بی_تی_اس #فیک #بی_تی_اس #اسمات #وانشات #سناریو #جین
دیدگاه ها (۱۳)

"عشق و نفرت"part:¹⁸[فردا]بعد از خوردن صبحونه سه تایی رفتیم س...

"عشق و نفرت"part:¹⁹[جین ویو]از وقتی هیونگم با ا.ت ازدواج کرد...

"عشق و نفرت"part:¹⁶اومدم بیرون و دروبستم احساس کردم کِشَم شل...

"عشق و نفرت"part:¹⁵[فردا]@چاگیا بیدار شو+الان... حتماً...دار...

پارت ( دوم) (ویو جونگ کوک)توی شرکت بودم و تمام پرونده هارو ت...

ببخشید میخواستم تو یه پارت بنویسمش ولی زیاد بود مجبور شدم دو...

فیک : اما من عاشقتم! پارت ۲ ویو بنده بعد از شام جیمین و کوک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط