در نهایت
در نهایت
تنها کسی که می خواهم دل به دلش بدهم
تویی
تو که نمی دانی
دیشب آن قدر باران آمد
که اگر بگویم یادتو نبودم
بادان با من قهر می کند
آن قدر از پنجره بیرون را نگاه کردم
که اگر بگویم منتظر تو نبودم
پنجره با من قهر می کند
آن قدر دلتنگ خوابیدم
که اگر بگویم خواب تو را ندیدم
خوابت هم مرا ترک میگوید...
تنها کسی که می خواهم دل به دلش بدهم
تویی
تو که نمی دانی
دیشب آن قدر باران آمد
که اگر بگویم یادتو نبودم
بادان با من قهر می کند
آن قدر از پنجره بیرون را نگاه کردم
که اگر بگویم منتظر تو نبودم
پنجره با من قهر می کند
آن قدر دلتنگ خوابیدم
که اگر بگویم خواب تو را ندیدم
خوابت هم مرا ترک میگوید...
- ۱.۱k
- ۰۶ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط