{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزگاری‌ یک‌ نگه‌، گرمای‌ صد آغوش‌ داشت‌

روزگاری‌ یک‌ نگه‌، گرمای‌ صد آغوش‌ داشت‌

اشک‌ عاشق‌ مزّه‌ گل‌ چشمه‌های‌ نوش‌ داشت

‌ یک‌ نوازش‌ می‌زد آتش‌ بر دل‌ هر بی‌قرار

یک‌ سخن‌، پویائی‌ یک‌ بستر گل‌ پوش‌ داشت‌

خنده‌ها بوی‌ خوش‌ عشق‌ و محبت‌ داشتند

چشمها گیرائی‌ یک‌ چشمه‌ خودجوش‌ داشت

‌ ای‌ که‌ آغوشت‌ ز سردی‌ می‌زند پهلو به‌ غم‌

یاد آن‌ روزی‌ که‌ آغوشت‌ تب‌ آغوش‌ داشت
دیدگاه ها (۷)

*"ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﺎ ﺭﻭ  ﺁﺧﺮ ﺑﺎ ﺟﺪﺍ ﺷﺪﻥ ﺭﻗﻢ ﺯﺩ"**"ﺗﻮ ﭘﺸﯿﻤﻮﻥ ﺷﺪﯼ ﻭ ﻣﻦ ...

آمین یارب العالمین

با هر که سخن گفتم در خود گره ای گم بود چون کرم شبان تابان م...

عجب ای دل عاشق تو ام حوصله داری تو این سینه نشستی هزارتا گل...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

موج گیسو نگر،آرامِ بناگوش ببین ...

روزگاری، یک تبسّم، یک نگاهخوش تر از گرمای صد آغوش بوداین زما...

تا شعلة هجران تو خاموش کنم بر آتش دل ز صبر، سرپوش کنم بسیار...

لبیک یا حسین ... 40 قدم تا محزم مانده ... تا شعلة هجران تو...

هر شب به یادت پیک های شعر مینوشمعکس تو را همواره میگیرم در آ...

راحت از فلک جویم نه دولت از خدا خواهمو گر پرسی چه می‌خواهی؟ ...

ای همه گل های از سرما کبودخنده هاتان را که از لبها ربود؟مهر ...

📜#غزلیات#رهی_معیری#غزل_هجدهمنه راحت از فلک جویم نه #دولت از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط