{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بابا بزرگم دیشب اومده کنارم نشسته؛

بابا بزرگم دیشب اومده کنارم نشسته؛
سریع یکی زد پس کلم!
گفت: انقدی که تو چرت و پرت مینویسی تو این شبکه ها، اگه کتابی چیزی مطالعه میکردی الان دانشمند بودی!!!
گفتم: شما ازکجا میدونی؟!
گفت: من مهنازم! همونی که عصر باهاش چت میکردی!!!
O_O مگه میشع !؟ مگه دارییییم!؟!؟
دیدگاه ها (۱)

مرد دستی به سرش کشید و نفسی کلافه بیرون داد. کامیل بازم چشما...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 13_به پشنهادم فکر کر...

بابا بزرگم دیشب اومده کنارم نشسته؛سریع یکی زد پس کلم!..........

بابا بزرگم دیشب اومده کنارم نشسته؛سریع یکی زد پس کلم!گفت: ان...

بابام دیشب اومده کنارم نشسته؛سریع یکی زد پس کلم!...گفت: انقد...

بابام دیشب اومده کنارم نشسته؛میگه پسرم حالت خوبهبعدسریع یکی ...

بابابزرگم دیشب اومده کنارم نشسته ヅ یکی زد پس کلم ヅ گفت انقدی...

بابابزرگم دیشب اومده کنارم نشسته ヅ یکی زد پس کلم بادماغ رفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط