{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بابام دیشب اومده کنارم نشسته؛

بابام دیشب اومده کنارم نشسته؛
سریع یکی زد پس کلم!

.
.
.

گفت: انقدی که تو چرت و پرت مینویسی تو این شبکه ها، اگه کتابی چیزی مطالعه میکردی الان دانشمند بودی!!!
گفتم: شما ازکجا میدونی؟!
گفت: من مهنازم! همونی که ظهر ازش عکس میخواستی
دیدگاه ها (۱)

#سناریوموضوع:( وقتی عصبانی هستیم و اونا تح٫ریک میشن)P:4سونگم...

#سناریوموضوع:(وقتی عصبانی هستیم و اونا تحر٫یک میشن)«ورژن اند...

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

#دوپارتیموضوع:(وقتی اون یه خوناشامه)بنگچان/ا.تشب بارونی بود....

محو زیبایی او پارت ۳۴ویو ته یونگ توی ماشین بابام بودن صندلی ...

تکپارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده امروز سالگرد رل تو و ...

ترکم نکن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط