{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

chand Party

chand Party:
وقتی نمیزاری ببوستت:

یونگی: بورام ور گذاشتم روی کابینت که ببوسمش اما بورام باز هم بهونه اورد نمیدونم امروز چرا نمیزاره ببوسمش

بورام: عههههه یونگی غذام الان میسوزه (واز روی کابینت اومد پایین)
یونگی: هوففففففف

بورام: همینکه غذام رو اماده کردم کشیدم توی ظرف و نشستیم که با یونکی بخوریم اما همینکه غذا تموم شد یونگی براید بغلم کرد و گذاشتم روی مبل که...

بورام: یونگی برو کنار میخوام تلویزیون ببینم
یونگی: بورام چت شده؟ امروز اصلا نذاشتی ببوسمت من که کاری نکردم خودت میدونی عادت دارم ببوسمت ولی نمیزاری باز چیکار کردم؟

بورام: هیچی
یونگی: بورام خواهش میکنم بزار ببوسمت
بورام:نچ
یونگی: هوفففف
ادمین: یونکی باز سرش رو آورد جلو که بورام رو ببوسه که بورام باز سرش رو برد طرفه دیگه و نذاشت یونگی ببوسش
دیدگاه ها (۵)

chand Party:وقتی نمیزاری ببوستت:ادمین: که یونگی عصبانی شد و ...

سلامراستش میخوام که داستانم رو ازو قتی که از اعتکاف برگشتم ب...

chand Party:وقتی نمیزاری ببوست:بورام: یونگی همیشه عادت داشت ...

تولدت مبارک پیشولی🤍✨🥹🫶

𝒫𝒶𝓇𝓉 ①⓪- با این حرف بورام سرم رو بالا اوردم و به در نگاه کرد...

𝒫𝒶𝓇𝓉 ①①+اره دیگه -*لبخند... خیلی خب برو حواسم بهش هست... & خ...

#عطر_سگ_بی_اهمیت پارت ۶(سونگمین - بنگچان +)<از زبون بنگچان>د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط