{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

معلمم گفت : زندگي را تعريف كن…

معلمم گفت : زندگي را تعريف كن…
گفتم..زندگي تعريف كردني نيست…
ناراحت شد و نمره ام را صفر داد…
سالها بعد كه او را ديدم كه پير شده بود و عصا به دست راه مي رفت …
جلو رفتم و گفتم : زندگي را تعريف كن،ارام خنديد و گفت نمره ات بيست…
زندگي را بايد زيست!!!…
دیدگاه ها (۲)

𝓹𝓪𝓻𝓽 28ــــــــــفردا ویوـ ات ویوامروز ساعت چهار از تمرین بر...

ویو یونگیاون ویدیو رو دیدم و ناراحت شدم،من چرا اون کارو باها...

{استاد جدید} پارت پنجم | پایانصبح روز بعد...ات با خیال راحت ...

شب تولدم پارت 14#: خب من به ات گفتم خجالت نمیکشی با این لباس...

غروب...بعد از قدم زدن در باغ...ات و کوک به عمارت برگشتند.ات ...

تک پارتی ......................................................

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²¹﴿ویو راوی﴾دو روز بعد...مدرسه دوباره مث...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط