{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در آن نوبت که بندد دستِ نیلوفر به پایِ سروِ کوهی دام

در آن نوبت که بندد دستِ نیلوفر به پایِ سروِ کوهی دام
گَرَم یاد آوری، یا نه
من از یادت نمی کاهم
ترا من چشم در راهم....
دیدگاه ها (۱)

من به تماشا کردنت از دور عادت کرده امبا چشم قلبم من دلت را ...

عشـــق یعنـی بیداری هاماڹ خواب هاماڹ نفس هاما...

اوجاقمناودونسنی قایناتماغایانماغی دوشونورماویانا بی

"یه جمله واقعی که درمورد خودم صدق میکنه......... تو کل زندگی...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ تو را من چشم در راهمشباهنگامکه می‌گی...

یاد باد آن روزگاران یاد باد...میدانم دیگر نمی‌آید‌‌ ...اما ه...

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

آخرش می‌فهمیکه نشانه‌هاهیچ‌وقت به تو دروغ نمی‌گویند.ما هستیم...

چون‌تو‌را‌دیدم‌دلم‌لرزید‌و‌رویم‌رنگ‌باختتیر‌چشمانت‌به‌قلبم‌خ...

می گویند بعضی آتشها برای گرم کردن دست ها نیستند؛ برای روشن ن...

آرت مخصوص خودم این آرت منه این آرت رو بر اساس خودم کشیدم پس ...

‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۸ آن‌ها از دروازه‌ی...

#جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی رانجستم #زندگانی را و گم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط