{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من به تماشا کردنت از دور عادت کرده ام

من به تماشا کردنت از دور عادت کرده ام

با چشم قلبم من دلت را هم عبادت کرده ام

گیسوی مواج تو می رقصند به روی شانه ات

من بر سر آن شانه هایت هم حسادت کرده ام
دیدگاه ها (۱)

عشـــق یعنـی بیداری هاماڹ خواب هاماڹ نفس هاما...

‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌قسم بر تاب گیسویت ڪه مستمعجب ڪاری دوچشمت داده دست...

در آن نوبت که بندد دستِ نیلوفر به پایِ سروِ کوهی دامگَرَم یا...

اوجاقمناودونسنی قایناتماغایانماغی دوشونورماویانا بی

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

ای خنده ات از هر چه چشمه بی ریاترگیسوی تو از بید مجنون هم ره...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

پرسه در جنگل.... شب...بعد از اینکه هر دو کتابشان را بستند......

هر کجا جایش نبوده رفع زحمت کرده استقلب من تنهاست، چیزی نیست،...

در زدی پدر ولی، پشت در کسی نبودکاش دست نرم باد در به روت می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط