{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گیسوی ارباب

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "

#𝐏𝐀𝐑𝐓.28

با تعجب برگشتم سمتش تاک ابرویی بالا انداختمو گفتم

-تموم شد؟

+اره تموم شد جلوی هکرو گرفتم به اطلاعات خصوصی شرکت هم دست پیدا نکرد و اینکه فهمیدم کی بود

دیگه شکه تر از این نمی‌شدم این فسقله که قدش به شونه های منم نمیرسه چه چیزا بلده،لب زدم

-کی بود؟

+از طرف یه شرکتی به نام افق‌نو بود

اخمام رفت توی هم این شرکت و مدیرش دیگه داشتم پاشونو از گلیمشون دراز تر میکردن

همینطور توی ذهنم تحلیل بررسی میکردم که صدای حورا منو از فکر در اورد

+ارباب کار من تموم شد برای اطلاعات خصوصی شرکت‌هم یه رمزینه گذاشتم تا دیگه کسی به راحتی نتونه واردش بشه

رمزشم اینجا کپی کردم میتونید عوضشم بکنید

با انگشتش جایی که رمزو کپی کرده بود نشون میداد

ولی من نگاهم از روی دستش بالا روفت روی ترقوه سمت راستش قفل شد

زیر ترقوه‌ش یک علامت بینهایت تتو زده بود غریدم

-این‌ چیه...
دیدگاه ها (۰)

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.29-این‌ چیه؟ترسیده یکم...

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.30{حورا}حرفاشو زد از ر...

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.27{ارتوش}کنارش نشستم ب...

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.26که یهو صدای ارباب از...

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.16بعد از لمبوندن غذا د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط