ماه یخی پارت ۱۹
ماه یخی پارت ۱۹
از دید میکو
داشتم اون مردو میدادم به کنیکیدا سان ولی
اون مرد قبل از اینکه اونو به کنیکیدا بدم منو هول داد و پرید سمت چاقو میخواست با چاقو به دازای سان حمله کنه من رفتم جلوی دازای سان و چشمامو بستم ولی وقتی چشمامو باز کردم دیدم هیچی نشده و اون مرد رفته پیش اون دختر که گروگان گرفته بود و گفتن
تانیزاکی و کیوکا : خوش اومدی
کنیکیدا : فکر نمی کردم اینطوری عمل کنی ولی خوش اومدی
رئیس : دازای تورو بهم معرفی کرد منم گفتم ازت یه امتحان بگیره
اون موقع نمی دونستم باید چه حسی داشته باشم
گذر زمان
الان اولین روز من در اژانسه امروز دارم با رامپو سان دارم خیلی هیجان دارم ببینم ماموریت های اژانس هم مثل مال مافیاست یا نه
از دید میکو
داشتم اون مردو میدادم به کنیکیدا سان ولی
اون مرد قبل از اینکه اونو به کنیکیدا بدم منو هول داد و پرید سمت چاقو میخواست با چاقو به دازای سان حمله کنه من رفتم جلوی دازای سان و چشمامو بستم ولی وقتی چشمامو باز کردم دیدم هیچی نشده و اون مرد رفته پیش اون دختر که گروگان گرفته بود و گفتن
تانیزاکی و کیوکا : خوش اومدی
کنیکیدا : فکر نمی کردم اینطوری عمل کنی ولی خوش اومدی
رئیس : دازای تورو بهم معرفی کرد منم گفتم ازت یه امتحان بگیره
اون موقع نمی دونستم باید چه حسی داشته باشم
گذر زمان
الان اولین روز من در اژانسه امروز دارم با رامپو سان دارم خیلی هیجان دارم ببینم ماموریت های اژانس هم مثل مال مافیاست یا نه
- ۳.۳k
- ۲۳ تیر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط