بهت خیانت کرد(به عنوان بوی فرند)
بهت خیانت کرد(به عنوان بوی فرند)
ویو ا.ت
یه هفته اس که نامی رفته برای تور جهانی گفت فردا برمیگرده خونه منم از امشب داشتم براش دسر غذا و...درست میکردم و بهش زنگ زدم.....
(ن=نامجون)
ن=سلام(حرفای نامی سرده)
ات:سلامممممم
نامی=چی میخوای
ات:نامجون من فردا خونه نیستم و پس فردا میام
ن:اوکی بای
ات:بای
ویو ات
چش شده حتی نپرسید کجا میخوای بری بیخیال حالا فردا من خونم فقط میخوام سوپرایزش کنم
ویو نامی
خوشحال شدم که نمیاد چون میتونم جنی(جنی بلک پینک نه هااا)رو بیارم
*فردا*
ویو ات
اماده شدم لباس پوشیدم کیک و اینارو زاشتم که صدای در اومد رفتم پشت در که سوپرایزش کنم که دیدم یه دختر باهاشه...
ویو نامی
دیدم ات اونجاست و رفتم تو شک...
ات:ای..اینجا چه خبره(اروم)
نامجون:بب..ببین واست توضیح میدم
ات:م..من میرم وسایلمو جمع کنم
جنی:ددی ولش کن بزار بره
نامجون:خفه شو برو بیرون(یکم بلند)
جنی:خیلی خوب بیا کات کنیم ولی اول پول بده
نامجون:یعنی منو بخواطر پول میخواستی؟
جنی:چی نه من بخواطر هوس و پول باهات بودم وایسا نکنه فک کردی دوستت دارم(با خنده)
نامجون:برو گم شو
جنی رفت...
نامجون:رفتم تو اتاق دیدم واقعا داره وسایلشو جمع میکنه
نامجون:ات(اروم و بغض)
ات:برو بیرون(بغض و گریه اروم)
نامجون:ات لطفا یه لحضه
ات:همه ی حرفاتونو شنیدم اگه اینو نمگفت میومدی پیشم؟؟
نامجون:ات لطفا ببخشید
ات:تو جای من بودی میبخشیدی؟؟
نامجون:ات(گریه)
ات:برو بیرون
ادامه دارد
(شرایت:۱٠ تا لایک ۵ تا فالو)
ویو ا.ت
یه هفته اس که نامی رفته برای تور جهانی گفت فردا برمیگرده خونه منم از امشب داشتم براش دسر غذا و...درست میکردم و بهش زنگ زدم.....
(ن=نامجون)
ن=سلام(حرفای نامی سرده)
ات:سلامممممم
نامی=چی میخوای
ات:نامجون من فردا خونه نیستم و پس فردا میام
ن:اوکی بای
ات:بای
ویو ات
چش شده حتی نپرسید کجا میخوای بری بیخیال حالا فردا من خونم فقط میخوام سوپرایزش کنم
ویو نامی
خوشحال شدم که نمیاد چون میتونم جنی(جنی بلک پینک نه هااا)رو بیارم
*فردا*
ویو ات
اماده شدم لباس پوشیدم کیک و اینارو زاشتم که صدای در اومد رفتم پشت در که سوپرایزش کنم که دیدم یه دختر باهاشه...
ویو نامی
دیدم ات اونجاست و رفتم تو شک...
ات:ای..اینجا چه خبره(اروم)
نامجون:بب..ببین واست توضیح میدم
ات:م..من میرم وسایلمو جمع کنم
جنی:ددی ولش کن بزار بره
نامجون:خفه شو برو بیرون(یکم بلند)
جنی:خیلی خوب بیا کات کنیم ولی اول پول بده
نامجون:یعنی منو بخواطر پول میخواستی؟
جنی:چی نه من بخواطر هوس و پول باهات بودم وایسا نکنه فک کردی دوستت دارم(با خنده)
نامجون:برو گم شو
جنی رفت...
نامجون:رفتم تو اتاق دیدم واقعا داره وسایلشو جمع میکنه
نامجون:ات(اروم و بغض)
ات:برو بیرون(بغض و گریه اروم)
نامجون:ات لطفا یه لحضه
ات:همه ی حرفاتونو شنیدم اگه اینو نمگفت میومدی پیشم؟؟
نامجون:ات لطفا ببخشید
ات:تو جای من بودی میبخشیدی؟؟
نامجون:ات(گریه)
ات:برو بیرون
ادامه دارد
(شرایت:۱٠ تا لایک ۵ تا فالو)
- ۵۱
- ۱۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط