{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شدی پاییزِ من ، شدی بهارِ من

شدی پاییزِ من ، شدی بهارِ من
با تو نه شب بده ، نه دلم داره غم
شدی خورشیدِ من ، تو شدی ماهِ من
تو شدی راهِبم ، فانوسِ راهِ من
شدی رفیقِ من ، تویی همه چیزِ من
تو شدی صلحم و ، جنگ و ستیزِ من
تناسخ بینِ ما غوغاشو کرده روحِ من در تو و جونِ تو پُره از من
تنفس میکنه قلبم نگاهتو توو دلم تنها تری حتماً
از این سنگین تر هم میشه جهان حس میکنم من ردِ هر پاتو
که شعله ور شده با من همه آتیشِ چشماتو زمین با تو
تناسخ بینِ ما غوغاشو کرده روحِ من در تو و جونِ تو پُره از من
تنفس میکنه قلبم نگاهتو توو دلم تنها تری حتماً
از این سنگین تر هم میشه جهان حس میکنم من ردِ هر پاتو
که شعله ور شده با من همه آتیشِ چشماتو زمین با تو
من به تو یه حسِ جدا دارم ، قلبِ تو مث که خدا داد من
بودنت بهشتمه ، دوری تو شده مثلِ مجازاتم
من به تو معتاد و بیمارم
اونی که دوسش داشتم و رفت ، روحش حالا توو توئه میدونم
اون از دست دادش منو ، تو شدی عینِ خودت دیوونه ام
تو هم از اون کامل تری ، هم منو بهتر میفهمی
میگیره پیشم خوابت سریع ، شبیه منی بیشتر بی تردید
حس میکنی هر حرکتِ منو ، تو حضورت برکته نرو
با تو دارم برگِ برنده رو ، پرواز دادی منِ پرنده رو
با تو همه روزا قشنگ رو پام و گنگ ولی دردسر و
بیخیالم میپیچونم ، هر چی دختر پسرو
هر کی دیدی فازش منفیه ، تو رو خدا سمتش نرو
من همه اینا تو خب واسم نی ، بیخود نمیگردم سطحِ شهرو
طبیعت ما رو واسه هم ساخت حسش کن تقدیره رو
شدی وقت و روز و تقویمم و ، همه جا پیشمی تقریباً و
جز من هیچی جلو چشمات نی ، نمیبینی بقیه رو
جز من با کسی گرم نمیگیری ، محل نمیدی غریبه رو
نگران پیشرفتمی ، نگرانِ پیشرفتتم
دوس داری بیشتر بگم ، لب تَر کنی پیش
من از دیوانه ها دیدم هزاران عاقلِ مرده
من از عشقت شدم شاعر یه عاشق یه قسم خورده
من از این زمزمه خوبم ، من از این جمله ها شسته
تناسخ در تو رخ داده شدی کامل شدی قابل شدی پخته
قشنگه عشقِ من چشماش ، پُر از پاکی و نوره
به احترامش دلم قفله ، لبم بستست چشم کوره
میزنی ساز و میرقصم ، میکنی ناز و میدونم
که سری از همه دنیا من فقط با تو میمونم تووی چشماتو میخونم
میدی جولون و میشینم ، به تماشای عبورت
پُر دلگرمی با تو چقده نابه ظهورت
تناسخ بینِ ما غوغاشو کرده روحِ من در تو و جونِ تو پُره از من
تنفس میکنه قلبم نگاهتو توو دلم تنها تری حتماً
از این سنگین تر هم میشه جهان حس میکنم من ردِ هر پاتو
که شعله ور شده با من همه آتیشِ چشماتو زمین با تو
من یه شب دست به موهای حریرِ تو کشیدم و
هزار شب خوابِ اون تصویرو دیدم
من به تو هستیمو میدم
من یه هفته از خمارِ تو نشسته ام پشتِ شیشه
نسخی پس به تو میدم
تو چرا از من بِرنجی من که خُب هر چیزی که هست به تو میگم
tataloo-tanasokh
دیدگاه ها (۳)

#چند پارتیوقتی پسش میزنیمنشیت صدات زد و باعث شد از فکر و خیا...

دریاچه قوپارت۴۲دستشو که برداشت گفتم:پس تو منو به رقص دربیار....

P31انیا‌ و دامیان‌ راه افتادن و رفتن به جشن وقتی رسیدن کلی د...

متن آهنگ علی سورنا صاعقهتو ذهنم لحظه لحظه صائقه استیه دنیای ...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۶----------------------------------------⭐🌕...

گاهی شنیدن یه کلمه...باعث میشه تموم بشی!یه حرفایی مثل سیلی م...

عاشقانه های شبنم

[•] عمارت عشق [•] part ²²اتوکو:«عا... ببینم گفتی چند سالته؟»...

تولدت مبارک جونگ کوک دوست داشتنی

پارت: 16 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**یونیفرم سیاه و سفیدِ کارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط