{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه بار حالم بد شد. یهو بیهوش شدم وسط خونه . زنگ زدن اورژا

یه بار حالم بد شد. یهو بیهوش شدم وسط خونه . زنگ زدن اورژانس بردنم بیمارستان. چون شلوارک پام بود مامان با عجله یه شلوار برام برداشت.
بعد 1-2 ساعت حالم که جا اومد مرخص شدم. اومدم شلوار رو بپوشم دیدم مامان از بس هول بوده شلوار بابامو برام آورده.
هیچی دیگه پوشیدن شلوار کردی (اونم واسه یه دختر) و قدم زدن تو بیمارستان و خیابون هم عالمی داره که نپرس.


#جوک_جوک
دیدگاه ها (۴)

به همکلاسیم گفتم مگه قرارنبودتویه پیتزابه ما بدی چی شدپس؟! گ...

یبار یادمه معلم نداشتیم ما هم کلاسو رو سرمون گزاشته بودیم من...

#جوک_جوک

#جوک_جوک

رمان سوم پارت بیستم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚.@ویو دازای ی...

پارت حذف شدهlove in the dark⑧⑧فرداچشمام رو باز کردم دیدم بیم...

پارت. 27

Love and the moonPart27ویو فردا صبح یونا: سلام عشقم کوک:(خ...

KIM V

رومان عشق مافیا پارت 38از زبان ا ترفتم خونه حموم رفتم لباسام...

نفرتی به نام عشقپارت: 32ات:(نفس نفس) سگ توش. پام سوراخ شد. ک...

برده عمارت جئون

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:8ویو جونگکوک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط