یبار یادمه معلم نداشتیم ما هم کلاسو رو سرمون گزاشته بودیم
یبار یادمه معلم نداشتیم ما هم کلاسو رو سرمون گزاشته بودیم منم بغل در وایساده بودم در کلاس ما هم یه ذره گیر داشت خلاصه انقدر سر و صدا کردیم که ناظممون اومد دم در هی در میزد میگفت درو باز کنید ماهم از پشت درو گرفته بودیم الکی میگفتیم واااای خانم ما این پشت گیر کردیم واااای حالا چه کار کنیم ؟ ناظممونم بدبخت تا اینو شنید گفت خونسرد باشید الان زنگ میزنم کلید ساز یهو خر خون کلاس داد زد نهههه خانم دروغ میگن درو از پشت گرفتن!!!!! وااااای ناظممون تا اینو شنید یه نعره ای زد هممون عین پشه چسبیدیم به دیوار ..
هیچی دیگه میخواستی چی باشه با انظباط 15 رفتم خونمون
#جوک_جوک
هیچی دیگه میخواستی چی باشه با انظباط 15 رفتم خونمون
#جوک_جوک
- ۴.۵k
- ۱۳ شهریور ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط