پنجره ایست نیمه باز که کسی انجا مرا به اسم صدا می کند با
پنجره ایست نیمه باز که کسی انجا مرا به اسم صدا می کند با آوازی خوش و من به روشنایی می اندیشم به افق چشمانی که برمن می تابد . آری کسی است که ستاره را برایم می چیند و مرا به وضوح می بیند و من از تنگناها عبور می کنم ، شاید قصد نور می کنم . کوه تنهایی را از خود دور می کنم بی آنکه امیدی داشته باشم ولی لحظه لحظه ی وجودم نشات گرفته از عشق بی کران اوست . لحظه لحظه حضورم تابع آب آسمان اوست . کسی آنجاهست می دانم . کسی آنجا هست درلابه لای خطوط ذهن و خاطر من . محوناشدنی است از روح . متواتر ترین پنجره نیمه باز است مرا صدامیکند می دانم او مرا دعا میکند ...
- ۷۷۲
- ۲۲ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط