چیزی کم دارم...
چیزی کم دارم...
حس غریب گمشده ای...
نزدیک؛مثل اشک به گونه هایم...
دور؛مثل فاصله...من...تو...آرزوها!
چیزی کم دارم...
شبیه هوس کردن اقاقی...در زمستان سرد!
لمس یک رویای محال....پس از آه حسرت آلود بیداری!
چیزی کم دارم...حس مردن دارم...
مرده ای که اگر دستی به شانه اش بگذاری...
شاید...
به تلقین "دوستت دارم" جان بگیرد...
حس غریب گمشده ای...
نزدیک؛مثل اشک به گونه هایم...
دور؛مثل فاصله...من...تو...آرزوها!
چیزی کم دارم...
شبیه هوس کردن اقاقی...در زمستان سرد!
لمس یک رویای محال....پس از آه حسرت آلود بیداری!
چیزی کم دارم...حس مردن دارم...
مرده ای که اگر دستی به شانه اش بگذاری...
شاید...
به تلقین "دوستت دارم" جان بگیرد...
- ۸۰۶
- ۲۰ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط