{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#نفرتی_عاشقانه

#نفرتی_عاشقانه
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟓𝟕

بالاخره وارد اتاق پرو شد و اون پیراهنی که استایلیستش داده بود رو پوشید و دو دکمه ی اولش رو باز گزاشت.
شلوار دم پایی رو که لارا داده بود و به رنگ کرم بود رو هم پوشید و پیراهنو داد تو شلوار و اون کفشای مردونه شیک رو به پا زد و اومد بیرون.
تهیونگ که خودش شخصا نظارت داشت و رو صندلی نشسته بود و چک میکرد که مشگلی پیش نیاد با دیدن جونگکوکش تو اون لباس لبخندی کنج ل.بش نشست و ازش چشم بر نداشت.
تو اون لباسا خیلی مرد دیده میشد و این برای تهیونگ خیلی خواستنی بود، پیراهن سورمه‌ایه براق با شلوار دم پای کرمی، قطعا اونو هات و جذاب میکرد.
جونگکوک اومد سمت تهیونگ.

جونگکوک:چطور شدم هیونگ.

تهیونگ با صدای کوک به خودش اومد و نگاهش رو بهش داد و لبخند کمرنگی زد.

تهیونگ:از منم جذاب تر شدی بیب.
جونگکوک:واقعا، فدای شما( موهاشو میده پشت گوشش)

کانگ سونگ:جونگکوکشی بیا سر جات وایسا که شروع کنیم.

جونگکوک سری تکون داد و رفت به جایگاه.

عکاس ژست های مختلفی میگفت و جونگکوک با کمک عکاس اون هارو به بهترین حالت میگرفت.
تهیونگ مات جونگکوک شده بود و یلحظه هم چشم بر نمیداشت.

جیمین:وی، میبینم غرقش شدی.

تهیونگ شوک شده برگشت سمت صاحب صدا و نگاهشو به جیمین داد و چشمی چرخوند.

تهیونگ:اره خیلی زیبا و پرستنییه( نگاهش رو کوکه)
جیمین:اوو میبینم عاشق جونگکوک ما شدی.( خنده)
تهیونگ:بودم.
جیمین:چی.
تهیونگ:منو جونگکوک باهمیم.
جیمین:چی!( داد )

همه ی نگاها از جونگکوک برداشته شدند و افتادن رو جیمین و تهیونگ.

تهیونگ:احمق چرا داد میزنی( اروم)هیچی نیست به کارتون برسین( جدی)
جیمین:تو جونگکوک واقعا با همین؟( تعجب اخم)
تهیونگ:اره.
جیمین:پس چرا کوک به من چیزی نگفته( اخم)
تهیونگ:ازم خواست به کسی نگیم.
جیمین:ولی شما برادرین.
تهیونگ:برادرای ناتنی جیمین شی( پوکر)
جیمین:تهیونگشی، مادر و پدرتون بفهمن واکنششون چیه.( پوکر)
تهیونگ:جیمین شی، هنوز به اونجاش فکر نکردیم.
جیمین:تهیونگشی باید فکر کنید.

که یهو هردو زدن زیر خنده، تهیونگ دستشو گزاشت رو شونه ی جیمین و با خنده گفت.

تهیونگ:خیلی بامزه ای جیمین شی.

که خندشون اوج گرفت، جیمینم دستشو گزاشت رو شونه ی ته و ل.ب زد.

جیمین:چقدر جیمین شی و تهیونگ شی شد، تهیونگ شی( خنده)
جونگکوک:هعی دارین به چی میخندین( اخم)

هردو نگاهشونو به جونگکوک دادند و قهقه ای زدند.

جیمین:وای خیلی خوب بود.
تهیونگ:اره جیمین.
جیمین:پس شی چی.

که دوباره خندیدن.
جونگکوک داشت پوکر و کلافه این دوتا احمق رو نگاه میکرد.

جونگکوک:ک...ص...خلا.
تهیونگ:الهی کوچولو، بیا بشین بگم چیشده.
جیمین:چندش.
جونگکوک:تهیونگ ادم باش.
جیمین:عزیزم تهیونگ همه چیو بهم گفت.
تهیونگ:از دهنم پرید.
جونگکوک:تو بهش گفتی
جیمین:واقعنم که یعنی میخاستی از من پنهون کنی.( ناراحت)
جونگکوک:نه جیمین من میخواستم شخصا بهت بگم.
جیمین:برو گمشو باهات قهرم.
جونگکوک:جوجه دیگه قهر نکن من تورو عین جوجه هام دوست دارم.
جیمین:جوجه عمت.
جونگکوک:فدات شم عمه ندارم.
جیمین:داداشت.
جونگکوک:داداشم ندارم.
جیمین:اصلا خودت.
جونگکوک:نه من نه تو، پس میشه تهیونگ.
جیمین:قبوله بخشیدمت.
تهیونگ:چیشد بحث چرخید چرخید فحشش اومد واسه من.
جونگکوک/جیمین:تو خفه.

جونگکوک کنارشون نشست.

تهیونگ:تایم استراحته.
جونگکوک:اره.
تهیونگ:خیلی جذاب شده بودی.
جونگکوک:همیشه جذابم عشقم.
تهیونگ:معلومه بیب.
جیمین:چندشا.
جونگکوک:ایشش، راستی شما داشتین به چی اونجوری میخندیدین.
تهیونگ:وای نپرس من به جیمین میگفتم جیمین شی اونم میگفت تهیونگ شی( خنده)
جونگکوک:خب کجاش خنده داره.
جیمین/تهیونگ:بی ذوق.
جونگکوک:زاررت چقدر هماهنگ.

جیمین و تهیونگ با دستاشون زدن قدش.
دیدگاه ها (۵)

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟔𝟎___هنوز بهار بود اما تعجب اینجا بود که...

منکه میدونم هیچ کس کامنت نمیزاره....ولی بخب بازم گذاشتمش🫠😉

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟓𝟔ویو راوی. جونگ کوک با حس شنیدن صدای شر...

سلام خوشگلام خوبین🥺😅میخواستم بگم رمان نفرتی عاشقانه فردا ساع...

وقتی برای حسودی کردنش از یه نفر دیگه تعریف میکنی

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟑𝟐جونگکوک:راستی جیمینی چقدر خوشگل شدی. ج...

پارت⁹که جونگکوک و جیمین اومدن پیشه تهیونگتهیونگ: باز چیشدع؟(...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒𝟓جونگکوک چهار چشمی نگاهش رو رمز بود و و...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕𝟒هردو خنده ای کردند که تهیونگ گفت. تهیو...

رمان گرفتار تو ✨️ =پارت اول ویو تهیونگ سلام اسم من کیم تهیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط