فصل ۲
روزی خاطراتم را داخل صندوق چه ای می گذارم و خاک میکنم تا وقتی که من هم مردم آنها هم همراه من دفن شوند !اما این خانه !این خانه روزی میسوزد و صدای جیغ روح های سر گردان بالا خواهد رفت ،و من و او دست در دست دیگری به سوی مرگ میرویم!او مرا می بوسد !اما با غم !
'خاطرات ،M.k'
برای ادامه شرط داریم
۱۲ لایک
۱۰ تا کامنت !
از فصل یکش خوشتون اومد ؟ادامه بدم رمانم ؟
دیدگاه ها (۷)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.