{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

🤎шум моря🤎

Part 4

کوک سمتم اومد واز بازو هام بلندم کرد.
لیسا :داری چه غلتی میکنی ؟
لیلیت :من رو به کیتن ببرید
کوک :این یه کشتی تجاری نه مسافربری .
کوک دوروغ میگفت میدونست کشتی های تجاری مسافر هم میبرن
لیلیت :۵۵ سکه طلا بهت میدم
لیسا :او
کوک :نه
نامجون :کوک ببریمش
کوک نگاه سردی به من انداخت و چشم غره ای رفت و گفت ؛سکه هارو بده من !
بعد سکه هارو داد دست اون مرده و ۱۱ تا سکه بین بقیه پخش کرد
بعد کوک به من نگاهی از خالی احساسات کردو رفت سمت سکان و دادزد
کوک :برید آماده شید راه میوفتیم
لیلیت :ممنونم !
دوباره صدای نعره جین اومد .
کیسه رو دادم به کوک و اون دادش به اون مرده که صحبت می‌کرد.
بعد اون دوتای دیگه اومدن جلو و گفتن
جیمین :سلام دختره من پارک جیمینم
تهیونگ :منم کیم تهیونگ خوشبختم لیدی !
خنده ای کردم و سر خم کردم موهای لختم که تازه تمیز شده بود توی باید می‌رقصید
که دیدم اون دختره که اسمش لیسا بود اومد کنار من ولی یه جور دیگه شد
لیسا ؛سلام منم لیسا هستم .
دستی بهم دادیم ، لیسا رو اشتباهی قضاوت کردم فکر می کردم اون قراره منو تحدید کنه ولی با خوشحالی
و مهربونی باهام رفتار کرد .
لیسا :موهات چقدر خوشگله چقدر صاف و لخته چه بادی می خورهه
خنده ای کردم و سری تکون دادم
جیمین :ببخشید اون چشمای بنفش و از کی به ارث بردی آخه رگه های آبی ام داره منو یاد کسی میندازه
تا این حرف و زد کوک داد زدو گفت ....

لایک ۱۷
کامنت ۲۰
فالو یادتون نره ها
دیدگاه ها (۰)

🤎шум моря🤎Part 5کوک :هیی مگه انسان ندیدید برید سره کاراتون !...

🤎🤎 шум моряPart 6با صدای لیسا بلند شدم .لیسا :هی بچه اینجا ب...

🤎шум моря🤎Part 3چشمام و باصدای مرغ ابی ها باز کردم باد ملایم...

🤎le bruit de la mer🤎Part 2خودش بود !جئون جونگ کوک با پالتوی ...

"در آغوش شیطان" ---Chapter: 1 part: 3۵*ویو کوک* وای این دخت...

مافیا ای من

"در آغوش شیطان" ---Chapter: 1 part: 3۶*ویو لیلیت سوان*تو ده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط