{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

love out of reach

love out of reach
part۸

بی هدف تو ساحل راه میرفتم.
هیچی به ذهنم نمیرسید، باید چیکار میکردم؟
به عنوان یه دختر افسرده زندگی میکردم... یا خودکشی؟

نشستم رو زمین و رو ماسه ها خنک بودن.
هوای خنک شب یه کم بهم آرامش میداد.
زانو هامو بغل کردم و به موج دریا خیره شدم.

چند ساعتی گذشته بود. سرم رو زانوم بود که حس کردم یکی از پشت بغلم کرده.

: دختر اینجا یخ میکنی.

صدای یون مین بود.

سویی: یون مین؟

یون مین: احمق بدنت یخه، میتونی راه بری یا کولت کنم؟

سویی: پاهام یخه

یون مین: اوکی بیا پشتم میبرمت خونتون

سویی: نهههه!*جیغ*

یون مین: چرا چت شد یهو؟

سویی: خب مامانم فکر میکنه رفتم سفر.... یجورایی فرار کردم از خونه.... یون مینِ مهربونم

یون مین: باز چی میخوای اینجوری میگی؟

سویی: خب ببین من الان حالم خوب نیست و ممکنه هر لحظه یه بلایی سر خودم بیارم... خونه خودمون نمیتونم برم... خونه تهیونگ هم اصلا نمیتونم برم... خونه میرا هم کنسله... تنهایی هتل هم نمیتونم برم... خیابون هم نمیتونم بمونم...

یون مین: باشه میتونی بیای خونه ام... دیر وقته بیا بریم






پارت بعدی میفهمین یون مین کیه و تهیونگ چرا ازش متنفره...
دیدگاه ها (۱)

love out of reach سلام عشقا🖤چطورین؟ خوبینهمه چی اوکیه؟ رمان ...

love out of reach part9ویو سویی... اسلاید۲ یون مینبا کمک یون...

love out of reach part7ویو سویی... چند روز پیش... واقعا خسته...

love out of reach part 6تهیونگ و میرا رسیدن خونه مادر سویی،و...

love out of reach part 1۰تو خونه بی وقفه راه میرفتم و بلند ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط